مجموعه حیات وحش زندگی مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 11 مرداد ماه سال 1388

لطفاً تعارف را کنار بگذارید و «واقعاً» به این سؤال پاسخ دهید: در پرتاب سکه، احتمال رو یا پشت آمدن مساوی است، حال اگر یک سکه را هزار بار پرتاب کنیم و در هر هزار بار یک طرف -مثلاً طرف عدد- رو بیاید، در پرتاب هزار و یکم کدام طرف رو می­آید؟

هان! این­که گفتیم «واقعاً» پاسخ دهید، یعنی جوابتان «واقعیِ واقعی» باشد، نه یک­سری جملات نظری صرف مثل این­که «علم ریاضی حکم می­کند که در پرتاب هزار و یکم هم احتمال دو طرف برابر باشد!» نه آقا، این جواب­ها به درد ما نمی­خورد، به درد خودتان هم نمی­خورد؛ انگار بفرمایید تشنه­ای را که از دور سرابی می بیند و هرچه می­رود به آن نمی­رسد، آن وقت شما در گوشه­ای لمیده­اید و فرمایش می­فرمایید که احتمال رسیدن او به آب پنجاه-پنجاه است! این­که جواب نشد، با این نگاه­های آکادمیک، اگر آن تشنه را هلاک نکنید، قطعاً سر خود را به باد خواهید داد، چون فرد تشنه از عصبانیت خفه­تان می کند! خلاصه اگر به دنبال جواب واقعی باشید، می­بینید این­ها جواب نمی­شود.

حال تصور بفرمایید که به شما می گویند فلانی امسال از سفر می­آید، و نیاید. باز سال بعد هم همین را بگویند و نتیجه همان شود. یکی دو سال که هیچ، اگر هزار سال به همین منوال بگذرد، خداوکیلی احتمال آمدن آن فرد در سال هزار و یکم چقدر می­شود؟ (لطفاً «واقعی» پاسخ دهید!)

بر همین اساس اگر سال 1430 قمری را از 255، سال تولد امام عصر، به علاوه 5سال کودکی و 69سال غیبت صغری کم کنیم، با امسال 1104 سال می شود که قرار است مهدی ما بیاید... آیا باز هم می­گویید می­آید؟! دقیق­تر بگوییم، مگر شما نمی­گویید «شاید این جمعه بیاید، شاید...»، پس اگر 1104 را در تعداد جمعه­های هر سال –که منهای کبیسه­هایش تقریباً 52تاست- ضرب کنیم، می­شود 57408جمعه، حال احتمال ظهور در روز 57409، چقدر می­شود؟ از این هم دقیق­تر، مگر نه این که «عَلَیْکَ بِالصَّبْرِ وَ انْتِظَارِ الْفَرَجِ[1]» و «أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَج[2]»، پس هر روز باید منتظر ظهور بود، یعنی 57409ضرب در 7 که این می­شود...

چه کار می­کنی عزیز من؟! نویسنده­ای ملحد تمام عقاید تو را به بازی گرفته است و تو جوراب­هایت را در آورده­ای که با استفاده از انگشتان پاهایت، در ضرب کردن موفق­تر باشی؟! همین دیگر، همه چیز بازی شده است! مگر عقاید ما بازی «سودوکو» است که نشسته­اند و برای ما چرتکه می­اندازند؟ اصلاً به دیگران چه ربطی دارد احتمال ظهور مولای من؟ ببینم اگر یک کدام از این­ها فرزند عزیز خود را گم کند، احتمال پیدا شدنش را این­گونه محاسبه می کند و آن­گونه نتیجه می گیرد؛ یا این­که روز و شبش را فدای یافتن عزیزش می کند؟

...اما ما فرزندمان را گم نکرده­ایم، عزیزمان را هم  از دست نداده­ایم، ما از «پاره تنمان» دور افتاده­ایم، ابزار تنفس را از ما گرفته­اند و شما چگونه انتظار دارید که در کنارتان لم دهیم و همراهتان ضرب و تقسیم کنیم؟ فرمول­های ریاضی پیشکش خودتان؛ ضرب و تقسیم­هایتان هم فدای نظریه­های بی­ارزشتان؛ ما را فرمول های ریاضی خلق نکرده­اند که آن­ها بخواهند نجاتمان دهند. ما را نازنین خدایی آفریده است که لحظه ای ازمان چشم بر نمی­دارد، قوانین کودکانه شما هم دست او را نمی­بندد. خودش قانون می گذارد، خودش هم اجرا می کند؛ خودش موسی را از مادر دور می کند، خودش هم در کاخ دشمن او را به مادرش بر می­گرداند، خودش یوسف را از پدر می­گیرد، و خودش هم در تخت کنعانی آن دو را به هم می­رساند. خودش مهدی ما را از چشمان­مان پنهان می کند، و خودش هم... آری، و خودش هم مولا و معشوق­مان را باز می­گرداند. این است خدای ما! فرمول­های شما، منهای خدای ما ذره ای ارزش ندارد و اما اگر از جنس خدای ما شود، عجیب چیزی می­شود. فرمول­های بدون خدا، مهدی را از ما دور می کند تا آن­جا که إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً[3]؛ اما فرمول های خدایی ما، صاحبمان را از رگ گردن به ما نزدیک­تر می­دارد، انگار که او را در چند قدمی خود می­بینم؛ وَ نَراهُ قَرِیباً[4]. آیا باز هم می گویید مهدی نمی آید؟!

اللهم بلغ مولانا صاحب الزمان...



[1]  بحارالأنوار،ج50، ص317: بر تو باد صبر و انتظار فرج.

[2]  بحارالأنوار،ج50، ص317: برترین اعمال امت من انتظار فرج است.

[3]  مستدرک‏الوسائل، ج5، ص74(دعای عهد): آن ها (ظهور) را دور می بینند.

[4]  مستدرک‏الوسائل، ج5، ص74(دعای عهد): ما (ظهور) را نزدیک می بینیم.